يحيى دولت آبادى

176

حيات يحيى ( فارسى )

تحقيق ميكنند و مراجعت نموده دروغ بودن قضيه را بشاه ميرسانند و او آرام ميگيرد روز بعد باز جمعيت در بهارستان جمع شده و جمعيت ميدان هم بجاى خود باقيست و از طرف دولت اصرار دارند تمام جمعيت بهارستان و اطراف آن بايد پراكنده شوند تا آنطرف هم مردم ميدان را متفرق سازد و هم در اينروز براى شروع نمودن به كار صلح و صورت قانونى دادن بدولت وزراء معين ميشوند و يك هيئت مركب از مليون و از طرفداران شاه بشرح ذيل وزير ميگردند : حسينقليخان ما فى نظام السلطنه وزير ماليه و رئيس الوزراء شاهزاده ظفر السلطنه وزير جنگ آصف الدوله وزير داخله صنيع الدوله وزير علوم و فوائد عامه مشير الدوله وزير خارجه مخبر السلطنه وزير عدليه وزير همايون كه در اينوقت لقب قائممقامى گرفته وزير تجارت و فلاحت ميشوند و بايد بمجلس آمده معرفى بشوند و هم در اين روز بعضى از وكلاء با عضد الملك قاجار در دربار ملاقات ميكنند و عضد الملك با شاه جواب و سؤال بسيار كرده بمجلس ميآيد و اظهار مىكند كه شرايط صلح از طرف مجلس نوشته شود تا او نزد شاه برده اسباب اصلاح را فراهم آورد شرايط صلح از قرار ذيل نوشته مىشود . شاه قرآن مهر كند و قسم ياد نمايد كه ديگر مخالفت با مشروطه نخواهد كرد وكلاى مجلس قرآن مهر كنند و قسم ياد نمايند كه اگر او مخالفت نكرد آنها هم بسلطنت او خيانت نكنند . شاه مرتكبين شرارت را سياست كند و ابوابجمعى امير بهادر را بگيرد مجلس براى حفظ خود دويست نفر مستحفظ مسلح ملى نگاهدارد شاه ادارهء قزاقخانه را جزو وزارت جنگ نمايد يعنى وزير جنگ مسئول عمليات قزاقخانه باشد شاه سعد الدوله را تبعيد نمايد تبعيدشدگانرا كه ناصر الملك و علاء الدوله و غيره هستند احضار كرده به آنها مهربانى نمايد شاه تمام اين مطالب را ميپذيرد بعضى را فورا و بعضى را بتدريج انجام بدهد و در ورق اول قرآن به خط خود شرح ذيل را مينويسد : « چون بواسطه انقلاباتيكه اين چند روزه در طهران و ساير ولايات ايران واقعشده براى ملت سوء ظنى حاصل شده بود كه خداى نخواسته ما در مقام نقض عهد و مخالفت